۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

تظاهرات خود جوش تعدادی از زنان بریتانیا در اعتراض به توهین طرفداران جنبش سبز به مقام معظم رهبری


Quantcast


راهپیمایی سبز شیراز امروز ( پنجشنبه 10ه دی )ساعت 15 فلکه شهرداری (مسیر تظاهرات عاشورا)

هموطنان عزیز همانطور که مستحضرید روز گذشته عده ای از ارازل و اوباش رژیم دست به اقدام ننگینی زده و با محاصره مسجد قبا ، همان مسجدی که در دوران انقلاب اسلامی پایگاه مبارزه بود ، همان مسجدی که در دوران جنگ تحمیلی بزرگ‌ترين پايگاه اعزام نيرو به جبهه بود و از نظر تعداد شهدا گويا در ايران حائز رتبه نخست است را داشته ، همچنین قصد توهین و ضرب و شتم آيت‌الله‌العظمي سيد علي‌محمد دستغيب را داشته اند .
این آقایان همان کسانی هستند که سناریو آتش زدن عکس امام را به راه انداخته و چند روز بعد خودشان بیت امام را مورد تجاوز قرار دادند ، همان کسانی که مردم را در روز عاشورا به خاک و خون می کشند و می گویند به روز عاشورا توهین شده ، همان کسانی که سناریو آتش زدن قرآن را به راه انداخته و بعد به مساجد حمله می کنند ، آیا اینان حافظان اسلام هستند یا اینکه خود را پشت نقاب اسلام پنهان کرده اند؟
بدینوسیله از کلیه مردم عزیز شیراز دعوت بعمل می آید در راهپیمایی گسترده علیه این کافرین به ظاهر مسلمان که قرآن به نیزه می کنند حضور بهمرسانید
زمان ومکان :فردا ( پنجشنبه 10 دی ماه ) ساعت 15 شهرداری ( مسیر عزاداری عاشورا )
با حضور سبز خود مرحمی باشید بر دل سوخته خانواده های شهید وقایع اخیر

۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

سبزها و محمد نوری‌زاد

مهدی اورند

کسی که سال‌ها خامنه‌ای را نه با پیشوند‌های مرسوم حوزوی که با ادبیاتی عرفانی «مولانا» خطاب می‌کرد، امروز دربند اوست. شاید او همیشه چون سال‌هایی که در کیهان می‌نوشت ادبیات عرفانی را هم شمشیر یکدمی می‌دانست و هرگز نیز حاضر نشد در این بیت خواجه شیراز (در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان‌جا/ سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت) دم دیگر را ببیند و دریابد. محمد نوری‌زاد ـ که دیرگاه دم را دریافت ـ از خیل هزاران پاپس‌کشیده نظام جمهوری اسلامی‌ست. بسیاری از ما به صف بی‌شکل و توده نامنسجم روبه‌روی‌مان نگاه می‌کنیم که هر ازگاهی کسی پنهان و آشکار در تاریکی یا روشنایی پیوندهای سی ساله خود را با آن می‌گسلد و به جمعیت ما می‌پیوندد؛ آنگاه از خود می‌پرسیم: «بازگشتش را به کدام قربانی باید تهنیت گفت که او و بسیاری دیگر مثل او پیشاپیشِ خود، قربانیان بسیاری را به قربانگاه فرستاده‌اند.»معترضان ایرانی از روزی که مهدی کروبی و میرحسین موسوی را پیشاپیش یا در کنار خود و در صف مبارزه‌ای که نالان نالان از زیرزمین سی ساله سرکوب بیرون می‌آمد پذیرفته‌اند، می‌دانند که در آزمونی تاریخی و سرنوشت‌ساز شرکت می‌کنند که در آن داعیه‌داری نیست تا با گرزهای گران ایدئولوژی، دوباره ما را به خودی و غیر خودی تقسیم کند. سبز اصیل و سبز تواب، سبز حداکثری و سبز حداقلی، سبز مطلقه یا سبز علی‌الاطلاق و ...

امروز بسیاری بر این عقیده‌اند که نباید از محمد نوری‌زاد ـ چنان‌که از دیگر اسیران جنبش سبز حمایت می‌کنیم ـ حمایت کرد و او در جرگه حکومت ریشه‌دارتر است و در بوق حکومت بیش از آن دمیده است که به چند نامه تند و سرگشاده بتوان به او اعتماد کرد. بسیاری حتی نمی‌توانند عنوان پدر جنبش سبز را برای مرحوم آیت‌الله منتظری برتابند؛ چراکه او را از بانیان دامی می‌دانند که سی سال است از پایمان باز نشده و همواره دلایلشان درهای تردید را باز می‌کند. جنبش سبز باید موقعیت حساس تاریخی خود را بازنگرد و بداند که در مقطعی ایستاده است که باید تصمیم بگیرد و چون تصمیم گرفت درهای تردید را ببندد. آیا ما سخاوتمندانه گنج رنج سی ساله‌مان را در لحظه تاریخی به هم بر آمدن زخم‌ها با این بازگشتگان از صف حرامیان سهیم خواهیم شد؟

اگر چنین نکنیم آیا خود بنای جمهوری اسلامی تازه‌ای را بنیان نخواهیم گذاشت که در آن نه دست‌های رحمت درکار بود نه گوشی تا زمزمه همنوایی را در لباس دشمنش بشنود. ما امروز در حال فتح قلعه‌هایی هستیم که بازماندگانش به ما روخواهند کرد. محمد نوری‌زاد یکی از آن‌هاست. ما باید او را دریابیم؛ حتی اگر در آخرین نامه خود به مولا و مرادش زهر را در جامی از محبت فرزندی به او نوشانده است. محمد نوری‌زاد قلم اثرگذاری دارد و وفادارانه انتقاد کرده است؛ جرم وفاداری یک منتقد ناصح بخشودنی است. ما باید خود را مهیای پذیرفتن مردان و زنان بسیاری کنیم که در آینده از توده بی‌شکل روبه‌رو جدا می‌شوند و به سوی جنبش سبز می‌آیند.

جنبش سبز پیش و بیش از آنکه جنبشی سیاسی باشد رفرمی اجتماعی‌ست که فریادش دفاع از آزادی‌های آدمی و حقوق شهروندی‌ست. شیخ ابوالحسن خرقانی می‌گوید: «هر که در این سرای در آید نانش دهید و از ایمانش نپرسید...»

عکس؛ ضرب و شتم وحشیانه زنان در قم

عکس؛ ضرب و شتم وحشیانه زنان در قم

۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

مراسم تاسوعا و عاشورا ی سبز در شیراز

روز تاسوعا و عاشورا شیراز ساعت 10 صبح : خ کریم خان زند- فلکه ستاد تا فلکه شهدا
http://www.rouydadnews.com/pages/894.php

۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه

به گزارش یک فرشته آگاه که نخواست نامش فاش شود

به گزارش یک فرشته آگاه که نخواست نامش فاش شود ، پرفسور شهید حاج سید دکتر علی کردان که قصد داشت با مدرک شهادت جعلی وارد بهشت شود دستگیر شد .

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

تهدید جمعی از فرماندهان و پرسنل ارتش : اگر از راه تجاوز و تعدی به مردم بازنگردند، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند شد!

گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيه‌ی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمده‌است: "در روزگاری که هم‌دوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می‌کرديم هرگز گمان نمی‌برديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهی‌ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشته‌اند: "به آن دسته از تحميل‌شدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کرده‌اند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده‌اند، شديدا اخطار می‌کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:

به نام يزدان پاک
"ارتش پناه ملت"
درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.
ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.
گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش

خبرنامه گویا

شعری پرشور تقدیم به دانشجویان جان باخته راه آزادی

۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

پيشنهاد ايجاد موسساتی برای ازدواج موقت (صیغه)

روزنامه اعتماد: مثل اينکه راهکار ارائه دادن از سوي پليس در زمينه ازدواج موقت پاياني ندارد. پس از آنکه رئيس پليس آگاهي ناجا هفته گذشته درباره «تسهيل ارتباط مشروع جنسي» سخن گفت و دو سه روز بعد از آن از سمت خود برکنار شد سردار اسماعيل احمدي مقدم در جلسه توديع و معارفه همان مسوول از ايجاد موسساتي حرف زد که «هم در انتخاب و هم در امکانات» مربوط به ازدواج موقت مي توانند کمک کنند. فرمانده نيروي انتظامي اعتقاد دارد رابطه نامشروع پسر و دختر مي تواند ضابطه مند شود اگر نگاه افراد جامعه به اين موضوع تغيير کند.احمدي مقدم در حاشيه مراسم توديع و معارفه فرمانده جديد دانشگاه علوم انضباطي با بيان اينکه وقتي بحث ازدواج موقت را مطرح مي کنيم، اين موضوع در حد کفر عنوان مي شود، گفت؛ ارتباط نامشروع آنقدر قبح ندارد که ازدواج موقت قبح دارد، هرچند از نگاه ما رابطه نامشروع دختر و پسر مي تواند ضابطه مند شود. اسماعيل احمدي مقدم در پاسخ به اين پرسش ايلنا درباره طرح موضوع تسهيل در ارتباط مشروع جنسي از سوي پليس گفت؛ ما برنامه يي نداريم اما آسيب را مطرح مي کنيم. اما وقتي ما ازدواج موقت را مطرح مي کنيم در حد کفر عنوان مي شود به طوري که در جامعه ارتباط نامشروع آنقدر قبح ندارد که ازدواج موقت قبح دارد. در اذهان مردم ازدواج موقت وسيله يي براي زياد ه خواهي افرادي است که ازدواج کرده اند در حالي که اين گونه نيست و رابطه نامشروع دختر و پسر مي تواند در چارچوب قانون و شرع ضابطه مند شود. فرمانده ناجا به آثار اين مساله اشاره کرد و گفت؛ آثار حقوقي و اجتماعي اش را نيز اسلام مشخص کرده است اما امروز اگر زمينه را براي ازدواج چه دائم و چه موقت فراهم کنيم چنان حمله يي مي کنند که رابطه نامشروع ترجيح داده مي شود. احمدي مقدم به سخت شدن ازدواج و جواني جامعه نيز اشاره کرد و گفت؛ بسياري از خودنمايي ها، عرضه براي ازدواج است. حال چرا ما اين را تسهيل نکنيم و يک راه براي تسهيل اين امر موسساتي است که هم در انتخاب و هم در امکانات کمک مي کند.فرمانده ناجا گفت؛ اسلام دگم نيست و باز است به طوري که مي تواند ما را از بحران عبور دهد اما بايد يک مقدار ديدگاهمان را باز کنيم. احمدي مقدم که هفته گذشته هم در گفت وگو با رسانه ها زنان را هم مقصر حوادث منجر به تجاوز دانسته بود در رابطه با موضوع تجاوز به عنف بار ديگر بر مواضع خود تاکيد کرد و گفت؛ متاسفانه زن ها قرباني اصلي اين جرائم هستند و کمتر در اين جرائم شاهديم خانمي متاهل باشد و در اين گروه ها و جرائم حضور داشته باشد. معمولاً آقايان در اين جرائم تعدادشان بيشتر است و هم مجرد و هم متاهل هستند که اين نيز پديده يي بد است. فرمانده ناجا در پاسخ به اين پرسش که آيا نيروي انتظامي با طرح اين مباحث چيزي شبيه به خانه هاي عفاف را پيشنهاد مي کند، گفت؛ ما اين پيشنهاد را نداريم و نيروي انتظامي فقط هشدار مي دهد چه اتفاقاتي مي افتد. وي افزود؛ بر اساس اين هشدارها دستگاه ها بايد فکر و برنامه ريزي کنند که چگونه مشکلات را برطرف کنند. الان ما هشدار مي دهيم و وقتي دستگاه ها وظايف شان را به خوبي انجام ندهند سرريز اين موضوع در جامعه است که کار ما را زياد مي کند.

۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود

تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود در اعتراض به مشکلات صنفی
به گزارش خبرنامه امیرکبیردانشجویان که جمعیت آن ها به حدود هزار نفر می رسید در ابتدای تحصن دست به اعتصاب غذا زدند و ظرف های غذای خود را در یک صف چند صد متری از روبروی سلف تا سردر دانشگاه چیدند. در ادامه این تحصن دانشجویان خواستار حضور مسئولین دانشگاه در میان آنان و پاسخگویی در مورد مشکلات صنفی از قبیل کیفیت نامناسب غذای سلف، کمبود خوابگاه های دانشجویی و مشکلات سایت دانشگاه شدند. در نهایت به دلیل حضور پرشمار دانشجویان، دکتر نیکوفرد معاون دانشجویی دانشگاه مجبور به حضور در میان متحصنین شد، و متعهد شد که امکانات رفاهی دانشجویان افزایش یابد و اجازه ی فعالیت مجدد شورای صنفی صادر گردد.
از حاشیه های قابل توجه این تجمع حضور تعدادی از فعالین بسیج در بین جمعیت دانشجویان بود. در انتهای مراسم نیز برخی از عناصر درجه دار بسیج به هتاکی نسبت به تعدادی از دانشجویان پرداختند.
گفتنی است پیش از این جواد صفدری دبیر شورای صنفی دانشگاه صنعتي شاهرود به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.
همچنین در سال جاری شورای صنفی دانشگاه از امکان ادامه فعالیت منع شده است.

تجمع اعتراضی در دانشگاه خواجه نصیر به خشونت کشیده شد

در پی برگزاری تجمع اعتراضی نسبت به بازداشت علی پرویز و سهیل محمدی در دانشکده عمران دانشگاه خواجه نصیر، نیروهای لباس شخصی و اعضای بسیج دانشگاه به دانشجویان معترض حمله ور شده و فضای دانشگاه را به تشنج کشاندند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از اعلام برگزاری تجمع اعتراضی از سوی دانشجویان خواجه نصیر در روز یکشنبه 1 آذر، از صبح امروز نیروهای لباس شخصی که با هماهنگی بسیج دانشگاه خواجه نصیر از بیرون دانشگاه به صورت سازماندهی شده آورده شده بودند، محوطه دانشکده را اشغال کردند. آنها تلاش کردند تا با نصب پرچمهای حزب الله در سر در دانشکده مانع برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان شوند. آنها هم چنین با فحاشی نسبت به میرحسین موسوی و کروبی سعی در تحریک احساسات دانشجویان معترض داشتند.

هم چنین از ابتدای روز حراست دانشگاه از ورود دانشجویان سایر دانشکده ها که برای شرکت در تجمع به دانشکده عمران رفته بودند، جلوگیری می نمود. هنگامی که تعداد دانشجویان پشت درهای دانشکده به بیش از 500 نفر رسید، نیروهای یگان ویژه و انتظامی در محل حضور یافته و دانشجویان را از جلوی دانشکده متفرق کردند. سپس نیروهای یگان ویژه و گارد ضدشورش کنترل در ورودی را به دست گرفته و مانع ورود دانشجویان به دانشگاه شدند. دانشجویان سایر دانشکده ها که با ممانعت نیروی انتظامی و یگان ویژه رو به رو شده بودند به دانشکده مکانیک این دانشگاه رفته و تجمع خود را در آن دانشکده برگزار نمودند. دانشجویان با سر دادن شعارهایی خواستار آزادی علی پرویز و سهیل محمدی شده و اعمال سیاستهای سرکوبگرانه دولت کودتا را در دانشگاه محکوم نمودند.

از سوی دیگر دانشجویان دانشکده عمران با وجود فشارهای بسیج دانشگاه و نیروهای لباس شخصی تجمع خود را آغاز کردند. در این زمان نیروهای لباس شخصی و اعضای بسیج به دانشجویان حمله ور شده و با درگیری با دانشجویان مانع ادامه تجمع آنان شدند.

به گفته دانشجویان یکی از اعضای بسیج دانشگاه ورودی 86 به نام "اخوان" که به عنوان مسئول تحلیل و تاکتیک بسیج دانشجویی شناخته می شود، هدایت نیروهای سرکوبگر را بر عهده داشته و دانشجویان معترض را تهدید به بازداشتهای گسترده و سرکوب فضای دانشگاه نموده است.

لازم به ذکر است که علی پرویز دانشجوی بازداشتی این دانشگاه تا کنون تنها یکبار با خانواده خود تماس گرفته و هیچ اطلاعی از وضعیت پرونده وی در دست نیست و نگرانی های جدی در مورد وضعیت سلامت وی وجود دارد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر برای سهیل محمدی دیگر دانشجوی بازداشتی نیز قرار وثیقه 150 میلیون تومانی تعیین شده است که با اعتراض وی به مبلغ وثیقه رو به رو شده است.

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

شاه گناهش همین بود که میگفت آنچه من میگویم نه آنچه ملت میخواهند

خامنه ای : هر وقت بیسوادی ، فقر ، گرسنگی ، ستم و نابرابری ریشه کن شد انقلاب به ثمر میرسد .شاه گناهش همین بود که میگفت آنچه من میگویم نه آنچه ملت میخواهند . امروز هر کس این منش را تکرار کند کاری مطرود و محکوم را انجام داده است



۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

فیلم؛ فرار مزدوران رژیم از برابر مردم 13 آبان

پرده برداری از مجسمه ی خانم احمدی نژاد

ـ پرده برداری از مجسمه ی خانم احمدی نژاد
ـ زن که زدن ندارد!
ـ وقتی صبر هيلری هم تمام می شود

حضور خانم اعظم فرهی در اجلاس سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در رم سر و صدای گسترده ای، بيشتر در بين مردمان ايرانی در سراسر جهان و در سرزمين خودمان بوجود آورده است.

تا قبل از انتخابات رياست جمهوری اخير، هيچ يک از ايرانی ها (البته جز زنان خانواده های نزديک به آقای احمدی نژاد) نه تنها با نام خانم اعظم فرهی آشنا نبود بلکه حتی زنی به نام خانم احمدی نژاد را هم نمی شناخت. در جريان انتخابات، و به دنبال حضور خانم رهنورد در کنار آقای موسوی، و مطرح شدن عنوانی به نام «همسر نامزد رياست جمهوری ايران» (به تقليد از «بانوی اول» آمريکا)، بخش تبليغات انتخاباتی احمدی نژاد به تکاپو افتاد تا «همسر نامزد رياست جمهوری» ديگری را هم رو کند و، به اين ترتيب، مردمان برای اولين بار با تصويری آشنا شدند که گفته می شد از آن «خانم احمدی نژاد» است؛ تصوير چيزی يا کسی به سان مجسمه ای قبل از پرده برداری، سراپا در پارچه ای سياه با يک سوراخ کوچک که يک نوک بينی از آن هويدا بود.

اما به نظر می آيد که آقای احمدی نژاد ـ که در تمام اين چندين ماهه ی پس از انتخابات هنوز از رقابت با آقای موسوی باز نايستاده است و همين طور اعمال و رفتار ايشان را تقليد می کند ـ احساس کرده است که بايد کاری کند تا روزنامه های غربی به همسر ايشان هم بگويند «فرست ليدی». به خصوص که اين کار در مقابل «خارجی ها» به درد آينده ای می خورد که قرار است ايشان اداره ی امور جهان را در دست بگيرند. به اين ترتيب، ايشان و البته کل نظام تصميم می گيرند که از همسر ايشان پرده برداری کنند؛ آن هم در رم و در يک اجلاس جهانی، و با يک سخنرانی تکان دهنده!

بگذريم که، درست به سان همه ی کارهای آقای احمدی نژاد که مردم را يا خشمگين می کند و يا به تمسخر وا می دارد، حضور همسر ايشان در شهر رم نيز همين ويژگی را داشته است. به راستی هم که نديده گرفتن هزاران هزار کودک گرسنه ای که در همين زمستان در خيابان های ايران در کارتن ها می خوابند، و هزارها هزار زنی که به خاطر لقمه ای نان و يا سير کردن شکم بچه هاشان تن فروشی می کنند، و هزاران هزار معلم و کارگری که حتی دستمزد غيرعادلانه خود را نيز دريافت نمی کنند و، مرفه و خوشبخت خواندن آن ها از يک سو، و دل سوزاندن برای مردمان فلسطينی ساکن غزه ـ که همسر ايشان به جای نان و مواد غذايي برايشان اسلحه و موشک می فرستد ـ نمی تواند در هر انسان عاقل و بالغی اثری مثبت بگذارد. و چنين است که می بينيم تقريباً صدای اعتراض های خشم آلود و يا استهزا آميز از هر گوشه ای نسبت به اين خانم بلند شده است. من در نوشته ها و از زبان های زيادی شنيده ام که: «احمدی نژاد کم بود زنش هم برای مزخرف گفتن به او اضافه شده است».

در عين حال، نمی دانم که چند نفر دلشان برای اين زن سوخته است. ولی من يکی از آنهايي هستم که به راستی دلم برای اين خانم می سوزد. تبليغات حکومتی ايران می خواهد به مردم جهان تفهيم کند که ايشان «نمونه ی زن ايرانی است» و به خصوص اينکه رسانه هايي چون خبرگزاری زنان دولتی عنوان «فرست ليدی» را به جای کلمه ی ساده ی فارسی «همسر رييس جمهور اسلامی» يا «بانوی اول جمهوری اسلامی» برای ايشان به کار می برند. و همه اين ها کاملاً نشاندهنده ی اين واقعيت است که زنان ما چقدر مورد سوء استفاده ی، «ابزاری» قرار می گيرند. يعنی کاملا مشهود است که اين خانم، نه به خواست خود، که به خواستی از بالا بر او تحميل شده (چه از سوی پدر و شوهر و چه از سوی نظام موجود در سرزمين ما) همه ی عمرش فقط اجازه داشته زير پرده سياه مخفی باشد و حتی صدايش را هم نامحرم نشنود و حالا ناگهان از پرده برون شده است. بگذريم که فعلاً رفع حجاب ايشان در حد بيرون نهادن چشم و ابرو و دماغ و دهان، و صدای سخن گفتن است. ولی در کار استفاده ی ابزاری می شود خيلی بيش از اين ها هم پيش رفت. در حال حاضر، همان کسانی که او را در پرده کرده بودند حالا پرده را اندکی کنار زده اند. و اين کار نه به خاطر اين انجام شده که باور کرده اند زن هم انسان است و قابليت زندگی کردنی طبيعی و آزاد و سخن گفتن را دارد بلکه به اين دليل که منافع نظام خود را در خطر می بيينند؛ منافعی که به خاطرش می شود دزدی کرد، دروغ گفت، جنايت کرد، شکنجه و اعدام کرد، و حالا حتماً می شود از چهره ی هر زنی که لازم باشد هم پرده برداری کرد؛ حتی اگر اين چهره از آن همسر خود آيت الله خامنه ای باشد؛ همسر احمدی نژاد که چون خودش جزو دم دستی ها است.


زن که زدن ندارد!

در سرزمين هايي که، به جای قانون، حاکمان بنا بر سليقه و عقيده ی خودشان حکومت می کنند، يا در سرزمين هايي که قوانين بر اساس توجه به منافع يک قشر خاص تدوين می شود، هميشه زمانی می رسد که حاکمان و وابستگان به آنها ديگر هيچ اتفاقی را در جامعه نمی بينند، چرا که نه تنها طبيعت حکومت ديکتاتوری جدا از مردم زيستن و آن ها را نديدن است. بلکه خود اين حاکمان هم گوش و هوششان فقط به کسانی است که دور و بر آن ها جمع اند و به مدح و تحسين و تمجيد از آن ها مشغولند. و تنها وقتی که به دلايلی از حکومت و قدرت دور می شوند است که ناگهان شيشه ی کبود از مقابل چشمان شان کنار می رود و جهان را طور ديگری می بينند.

آقای موسوی هم، به عنوان يکی از نزديکان و وابستگان به حکومت اسلامی، تنها در چند ماهه ی اخير و در طی جريانات پيش و پس از انتخابات است که از حکومت کنار گرفته و اکنون در نقش يکی از جدی ترين منتقدان، نه حکومت اسلامی، که رهبری فعلی، آن، ظاهرا شده اند. ايشان، در نقش جديد خود، به مناسبت های گوناگون، سخنانی می گويند که موجب می شود شنونده فکر کند که آقای موسوی به تازگی به سرزمين ايران پا گذاشته اند و بسياری چيزها را برای اولين بار است که می بيينند. من قصد ندارم، همچون برخی از مردمان، همدردی های ايشان با مردم و شجاعت های ايشان در گفتن همين حرف ها را نديده بگيرم اما، در عين حال، نمی توانم خودم را ـ که سی سال است شاهد ديدن همين وقايعی بوده ام که ايشان تازه اکنون می بييند ـ به نديدن بزنم. نديده گرفتن واقعيتی چنين آشکار کاری است که به خاطر حفظ جنبش آزادی خواهانه ی مردم ايران هم که شده انصاف نيست انجام دهيم.

آقای موسوی در آخرين سخنانی که در ارتباط با «شعارهای ساختار شکنانه» گفته اند، بسياری از موارد نقض حقوق مردمان ايران را به همين چند ماه اخير نسبت داده و به نوعی خواسته اند بگويند که اين همه اتفاق صرفاً در پی انجام انتخابات و کودتای اخير بوجود آمده است. در مورد مجموع سخنان ايشان ديگرانی نيز نوشته و گفته اند و من می خواهم در اين جا تنها به بخشی از سخنان اخير ايشان در مورد زنان بپردازم؛ سخنانی که به نظر من ارتباط مستقيمی هم با مساله حقوق زنان، به معنای خاص آن دارد. آقای موسوی در سخنان خود ضمن دلسوزی از زنانی که اخيرا در کوچه و خيابان کتک می خورند گفته اند که:«شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نيروهای امنيتی است که با ناجوانمردی به پير و جوان و زن و مرد، حمله می کنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنت های مرسوم جامعه ماست»*

ما از کودکی در کتاب ها و در کوچه ها و خيابان ها و بين عوام اين جمله را بسيار شنيده ايم که: «نزن بابا، زن است». اين حرف متعلق به کسانی بوده و هست که وقتی می ديدند مردی زنی را کتک می زند با اين جمله کوشش می کردند او را متوقف يا منصرف کنند. يعنی به زورمند می گفتند تو که قوی هستی برو هم قد و اندازه خودت را بزن نه کسی را که ضعيف است. و اين ضعف را تنها از نظر قد و قامت و توانايي های فيزيکی زن نمی گفتند بلکه به ضعيف بودن شخصيت زن نيز اشاره داشتند. کما اين که حتی اگر زنی جرات می کرد که به سر و کله ی مردی بکوبد باز هم مردم به مردی که کتک می خورد می گفتند: «ولش کن بابا زن است. زدن ندارد».

اين نزن گفتن ها نه تنها حکم تحقير آن زن را داشت بلکه تحقير کسی هم بود که خود را «به اندازه ی يک زن» پايين می آورد. اين «سنت» بخشی از جامعه ی ما بوده است و همانی است که آقای موسوی در سخنان اخير خود تکرارش کرده اند.

اما اگر در ارتباط با همين سنت هم نگاه کنيد می بينيم که، در تمام طول عمر حکومت اسلامی، زنان ما، هم به صورت تکی و هم بصورت دسته جمعی، در اجتماعاتشان و در خيابان ها از پاسدار و بسيجی و لباس شخصی کتک خورده اند. نگاهی به عکس های سال های گذشته در مراسم روز جهانی زن و مراسم ديگری که زن ها هم در آن شرکت داشته اند صحنه های فجيع اينگونه کتک خوردن ها را در برابر چشم ما آشکار می کند. بگذريم که سی سال است دختران و زنان ما از جمهوری اسلامی «به صورت قانونی» هم کتک می خورند. از کودک نه ساله ای که به خانه ی شوهر می رود تا کسانی که نه به دلخواه خود که به اجبار روسری بر سر می کنند، همه دارند کتک حکومت اسلامی را می خورند؛ نيز همان ها که مجبورند پذيرای همسران دوم و سوم و صيغه های شوهرانشان باشند، تا کسانی که بدون اجازه ی همسر يا پدرشان حق سفر و کار و ازدواج ندارند، تا کسانی که حق سرپرستی بچه هايي را که خود بدنيا آورده و بزرگ کرده اند ندارند و... اين قصه سر دراز دارد.

من فکر می کنم که آقای موسوی، حداقل اکنون که بيرون از حکومت بيداد ايستاده اند، اين را متوجه شده باشند و بدانند که ديگر کار از زن و مرد و «سنت» گذشته است؛ می شود مردمان جامعه ای را که بيدار شده اند و دره ی عميق تبعييض را با چشمان خودشان ديده، و عليه آن برخاسته اند به مقاومت و مبارزه ای مدنی، آرام و متمدنامه دعوت کرد اما نمی شود از آن ها انتظار داشت که به خوابگاهشان برگردند و همچنان در خواب راه بروند و در ماه عکس های عوضی ببينند و باز هم با سر به اعماق دره ی تبعيض و بيداد و بی عدالتی فرو افتند.

http://mirfreedom.wordpress.com/*


وقتی صبر هيلری هم تمام می شود

بر تارک فهرست بلند بالای صفاتی که به زن شرقی نسبت داده می شود چيزی به نام «صبوری» نشسته است. اين که زن شرقی خيلی صبور است، اين که زن شرقی «صبر ايوب» را دارد (و معلوم نيست که چرا اين حضرت ايوب صبرش را به جای اين که به همجنسانش بدهد به زنان، آن هم زنان شرقی، داده است) واز جمله «تعريف ها» ی فراوان زن شرقی است؛ که البته، به نظر من، بيشتر اوقات برای اشاره به نوع اطاعت بی چون و چرای زنان از مردان خانواده شان گفته می شود و، از نظر برخی از مردها، هيچ قرار نيست سر تمامی داشته باشد. من نيز می پذيرم که «صبر» صفت بسيار قابل تحسينی است که انسان (چه زن و چه مرد) آن را همراه با متمدن شدن به دست آورده است، اما صبر ـ در معنای متمدنانه اش ـ نمی تواند بی پايان باشد؛ يا برای مدتی خاص و برای رسيدن به هدفی والا به کار گرفته می شود و يا ممکن است در شرایط خاص حادی همچون ترس از جان، ترس از دست دادن منافع اقتصادی يا اجتماعی، کسانی را وادار کند تا به آن متوسل شوند. اما اگر همين صفت متمدنانه ی ناشی از انتظار برای رسيدن به مطلوب، و يا ترس از شرايط نامطلوب، به يک عمر تحمل قلدری و زورگويي و بيداد و بدرفتاری تبديل شود ديگر نمی توان به آن «صفت خوب» گفت. چنين صبری يعنی ناآگاهی نسبت به حقوق انسانی خويش که نتيجه اش توسری خوردن و هزار بدبختی ديگر است.

به هر روی، اگر صبر را در معنای درست آن ببينيم، متوجه می شويم که اين خاص زنان خودمان نيست و زنان و مردان همه ی کشورهای دنيا از آن سهمی دارند. مثلاً، وقتی خانم هيلری کلينتون ظاهراً در برابر عمل همسری که به زندگی زناشويي شان خيانت کرده بود سکوت کرد و، به اصطلاح، صبر پيشه ساخت، برخی از مردان غيور هموطن مان را ديدم که می گفتند: «به به، چه زنی. خوشم آمد، چه صبر و گذشتی دارد». غافل از اينکه صبر خانم هيلاری بخاطر هدف اجتماعی (از نظر خودش والاتر) ی بوده است؛ چرا که عملاً هم زندگی طبيعی و عاشقانه ايشان با همسر کلک زنش در همان زمان افشا شدن ماجرا به پايان رسيده بود و ادامه ی آن تنها در شکل اجتماعی زندگی شان متجلی بود و بس.

به هر حال، «صبر خانم کلينتون»، چه با ديد برخی از مردان شرقی ما و چه با ديد برخی از مردمان کشورهای ديگر، به عنوان يک عمل مثبت شناخته شد و آن را ناشی از وجود نوعی قدرت در شخصيت ايشان شناختند. اما جالب است که همين خانم کلينتون، که صبرش را در امتحانی مشکل نشان داده است، در هيئت وزير خارجه ی قدرتمندترين کشور دنيا ـ يعنی مقامی که بيش از همه بايد از صبر و بردباری خود مدد بگيرد ـ از دست آقايان حکومت اسلامی صدايش بلند شده که «صبر و بردباری هم حدی دارد!»

البته ايشان اين حرف را نه در ارتباط با مسايل زناشويي بلکه در ارتباط با مسايل سياسی بر زبان رانده اند. بازی در آوردن ها و سردواندن های مسئولين حکومت اسلامی چنان او را کلافه کرده که در سفر خاورميانه ای خود، و در يکی از سخنرانی هايش، گفته که: «ايران بايد که نسبت به تعهدات خود پايند باشد و در قبال جامعه ی بين المللی مسئوليت بپذيرد!» و اشاره کرده که در مقابل آنها ديگر، بقول قديمی ها، «کاسه ی صبرش به لب رسيده است!».

من فکر می کنم که شايد ايشان بزودی به اين نتيجه برسند که ايرانی زن و مرد ندارد و همه شان وارث «صبر ايوب» اند و گرنه چگونه می شد با اين ناعهدهای دروغگو (و به قول خودشان خدعه باز) سی سال تمام سر کرد؟

مسیر تظاهرات 16 آذر

16 آذر می خواهیم دولت کودتا را با حضور گسترده خود قافلگیر کنیم و زوال استبداد دینی را جشن بگیریم
مسیر تظاهرات شیراز : ملاصدرا ، فلکه الم ، فلکه دانشجو و فلکه نمازی ساعت 16 بعد ازظهر
اطلاع رسانی با شما